اصطلاحات کاربردی ساختمانی؛ واژهنامه جامع برای متخصصان و علاقهمندان
کاربر گرامی، لطفا پرسشهای خود را در انتهای صفحه قسمت پرسش و پاسخ بپرسید.
آخرین بروز رسانی: ۲۸ مرداد ۱۴۰۴
دسترسی سریع به عناوین
مقدمه
بهطورقطع اصطلاحات رایج در صنعت ساختوساز را نمیتوان در یک مقاله جای داد؛ اما ما در این مقاله تلاش کردیم تا رایجترین اصلاحات ساختمانی و کاربرد آنها را به شما معرفی نماییم. در واقع اصطلاحات ساختمانی، بخشی از دانش تجربی مهندسان اجرایی در صنعت ساختوساز محسوب میشود و آشنایی با آنها خالیازلطف نیست.
۱. بخش اول: معماری – عمران
مواد مضاف بتنی: موادی هستند که خاصیت بتن تازه را تغییر میدهند.
U ناودانی: نوعی پروفیل که عمده مصرف آن در ساخت بادبند، پلها و … استفاده میشود.
میلگرد: نوعی پروفیل با مقطع گرد و بهصورت ساده و آجدار در کارهای بتنی مسلح و مهارها به کار میرود.
تسمه: با مقاطع مربع، مستطیل و برای ساخت درها، حفاظها و وصلهها در ساختمان به کار میرود.
چوب: که در قدیم برای نعلدرگاه و ساخت درب و پنجره و حالا برای ساخت درها و ساخت قالب استفاده میشود.
تخته فلزی: در کارهای آرایشی بنا، ساخت در، مبل و صندوق بتن به کار میرود.
پارکت: فرایندی از چوب که برای فرش کف ساختمان استفاده میشود.
شیشه ایمنی: نوعی شیشه با حداقل ضخامت ۳۱ میلیمتر که هنگام شکستن خرد نمیشود.
شیشه: برای عبور نور و جلوگیری از هدررفتن انرژی از مادهای سیلیسی استفاده میشود.
بتانه: نوعی خمیر که عمده استفاده آن در شیشه است.
قیر: نوعی فرآورده نفتی که در عایقبندی ساختمان استفاده میشود.
اندود کاهگل: نوعی ملات برای عایقبندی ساختمان استفاده میشود.
سیمنت تایل: نوعی موزائیک که ملات آن بادقت ساخته شده و ویبره میشود.
رابیتس: نوعی توری بهمنظور نگه دارنده اندود در مقاطع با سطح نچسب و صیقلی است.
بتن سبک: نوعی بتن که در آن پودر آلومینیوم و پوکه اضافه شده بهمنظور عایق صوتی و غیرسازهای استفاده میشود.
سیپورکس: آجرهای گچی که برای ساختن دیوار جداکننده یا سقف سبک به کار میرود.
پانل گچی: ملات گچی پیشساخته برای جداسازی و عایق صوتی حرارتی استفاده میشود.
بتن الیافی: مخلوط بتن معمولی بهاضافه الیاف فولادی که به طور یکنواخت در بتن پخش و باعث افزایش مقاومت فشاری بتن در نوع خود شده و در جادهسازی و محوطهسازی استفاده میشود.
عایق پتویی: عایقی از پشم سنگ، پشمشیشه و چوبپنبه در ضخامت ۳۱۱ میلیمتر برای عایق حرارتی استفاده میشود
بتن مگر: بتنی برای هم سطح کردن و تمیزکردن کف پی استفاده میشود و عیار آن ۳۵۱ کیلوگرم است.
شفته آهک: ملاتی از آهک، خاک و دانههای سنگی و آب در پیها و کفسازی استفاده میشود.
کرسیچینی: چیدن چند رج آجر روی پی اختلاف ارتفاعی بین سطوح داخلی و خارجی به وجود میآورد که کرسی گویند.
چتایی: نوعی گونی که در عایقبندی به همراه قیر استفاده میشود.
ایزوگام: ورقهای قیراندود که با لایههایی از پشمشیشه یا الیاف مصنوعی همراه است.
بارسنگ: مقدار بیرونزدگی سطح نمای سنگ را نسبت به بر آن بار سنگ گویند.
گابیون: دیوارهایی که بهصورت سنگی اجرا میشوند دور آنها تورهایی مهار میکنند تا مقاومت و یکنواختی بیشتری داشته باشد.
آجر سفال: خاک رس در قالبهایی سوراخدار با حرکت در کوره برای جداکننده ساخته میشود.
گچ بتونه صنعتی: برای اتصال صفحات گچی پیشساخته استفاده میشود.
نعلدرگاه: تیر یک پارچهای از بتن، چوب، آهن که در بالای درگاه نصب میشود.
پوتر بتنی: نعلدرگاه بتنی همراه با میلگرد به شکل معینی ساخته میشود.
اُتکا: میلگردی که جهت تحمل نیروی برشی استفاده میشود.
چارچوب: قابی که در به آن لولا و بر روی آن باز و بسته میشود.
آستانه: پایین چارچوب که در بالتر از کف قرار میگیرد.
شمسه: قوطیهای چهارضلعی که پشت آن بهوسیله گچ پر میشود.
رامپ: قدیمیترین و سادهترین وسیله ارتباطی دو سطح غیر تراز.
آسانسور: وسیله ارتباطی بین طبقات در ساختمانهای بلند که بهوسیله موتور حرکت میکند.
سرگیر: محلی در ورودی پارکینگ به ارتفاع حداکثر ۳۵۱ سانتیمتر.
کف پله: سطح فوقانی پله یعنی جایی که پا قرار میگیرد.
پیشانی پله: قطعهای عمودی که میان دو کف پله متوالی قرار دارد.
گونه پله: سطح بغل پله را گونه مینامند.
عرض پله: فاصله بین گونههای پله را عرض پله میگویند.
پاگرد: محلی است که شخص پس از پیمودن یک ردیف پله بر آن قدم میگذارد.
دستانداز پله: نردهای که برای جلوگیری از سقوط و خطرات ناشی از آن استفاده میشود.
لب پله: پیشآمدگی کف پله از پیشانی لب پله نام دارد.
خط مسیر پله: خط نشاندهنده مسیر پله را خط مسیر پله گویند.
شمشیری پله: تیرآهن زیر پله را شمشیری گویند.
پله فرار: پلهای که خارج ساختمان تعبیه میشود، تا هنگام بروز خطر از آن استفاده شود.
سقف: پوششی است برای جلوگیری از نفوذ عوامل طبیعی به داخل ساختمان.
پاکار: محل قرارگیری سقف روی دیوار در طاق ضربی را پاکار گویند.
طاق ضربی: اجرای سقف بین دو تیرآهن و قراردادن آجر با ضربه روی ملات گچوخاک.
آبخور: فرو بردن آجر در آب بهمنظور گرفتن گرد و خاک آن.
کُرُم بندی: با ملاتهای مختلف نوارهایی به عرض ۳۱ سانتیمتر در یک راستا به فاصله معین ایجاد میکنند که با آن کُرُم گویند.
خرپا: مجموعهای از میلههای مستقیم که به طور مفصلی به هم متصل شده و شبکههای مثلثی را به وجود میآورند.
ایرانیت: ورقهای موج داری که از جنس سیمان که متداولترین پوشش سقف کارخانجات و انبارها است.
کرپی: وسیله اتصال ورقهای موجدار (ایرانیت) به لاپهها را کرپی گویند.
سقف کاذب: به پوشش غیرباربر که زیر سقف اصلی قرار دارد.
شمع بندی (تنگ بستن): میله چوبی یا فلزی است که بر بدنه گود یا دیوار ساختمان مجاور قرار داده میشود بهمنظور جلوگیری از ریزش دیوارها یا خاکهای بدنه به داخل گود میشود.
پِی: مجموعه بخشهایی از سازه و خاک در تماس با آن که انتقال بار بین سازه و زمین از طریق آن انجام میپذیرد.
ریشه در کرسیچینی: عرض کرسی از هر طرف دیوار باربر، بین ۵ تا ۳۱ سانتیمتر بیشتر در نظر گرفته میشود تا توزیع وزن دیوار، در سطح بزرگتری از پی انجام شود.
یک رجی کردن: چیدن اولین رج دیوارها که این رج عامل تعیین کننده سایر رجهای دیور است.
دیوار باربر: دیواری در ساختمان که وظیفه انتفال بار سقف را دارد.
دیوار غیر باربر: دیواری که بهمنظور جداسازی فضاها استفاده میشود.
پیوند: به انواع آرایشهای شناخته شدهی آجرچینی دیوارها اطلاق میشود.
پیوند کله راسته: به آجرچینی که یک در میان بهصورت کله و راسته چیده شود.
سنگ قلوه: سنگهایی که در رودخانه غلتیدهاند و گوشههای تیز آنها صاف شده است.
سنگ لاشه: سنگهایی که بهصورت نامنظم و گوشهدار وجود دارند.
سنگ قواره: اگر گوشههای تیز سنگ لاشه را با پتک یا چکش بگیرند سنگ قواره بدست میآید.
سنگ بادبر (مالن): سنگ شکل گرفتهای است که تقریباً بهصورت مکعب مستطیل تراش خورده است.
لاشه چینی: سنگ کوهی که با پُتک قواره میکنند و بهصورت کله وراسته روی هم قرار میدهند.
سنگ چینی مختلط سنگ و ملات: مانند لاشه چینی است با این تفاوت که بین سنگها است.
سیپورکس: ملاتی را با آهک، ماسه، تهیه میکنند و آنرا در قالب میریزند و قطعه بدست آمده را در بخار آب تخت فشار در میآورند تا مقاوم شود،قطعه بدست آمده سیپورکس نام دارد.
ساندویچ پانل: از دو لایه فلز یا فایبرگلاس که بین آنها فوم پلی اورتان تزریق میکنند و به آنها ساندویچ پانل گویند.
شانه قوس: محلی که قوس در اثر بار زیاد ترک بر میدارد شانه قوس گویند.
پاکار: محل شروع قوس از ستون یا دیوار را پاکار گویند.
شِکرگاه (شکنگاه): فاصله بین پاکار و شانه را شِکرگاه گویند.
تیزه: محل برخورد دو نیمه قوس را تیزه گویند.
آوارگاه: فاصله بین شانه تا محلی که طاق بر اثر بار زیاد فرو میریزد
کلاهه: فاصله بین تیزه تا محل تمام شدن آوارگاه را کلاهه گویند.
آرگ (آرک): قوس تزئینی بهمنظور جداسازی دو فضا از یکدیگر را گویند.
پله: معمولترین وسیله ارتباطی بین دو سطح با اختلاف (در ساختمان) را پله گویند.
غوری گل: گل سفت لگد مال شده را غوری گل گویند.
دورچینی سقف: دور تا دور سقف دو رج دیوار چینی انجام میشود که اصطلاحاً دو رگه نیز میگویند.
شیب بندی بام: برای هدایت آب به ناودان شیبی ایجاد میگردد به این عمل شیب بندی میگویند.
زهکشی: خشکاندن یا انتقال آبهای سطحی به محل مورد نظر زهکشی گویند.
میله چاه: استوانهای که اندازه قطر آن حدود ۱۱ سانتیتر است و به منظر رسیدن به قسمت آبکش حفر میشود.
انباره چاه: به فضایی که در قسمت پایین میله کنده شده بع منظور جمع آوری فضولات انباره گویند.
فاضلاب: مخلوط رقیقی از انواع آبهای دور ریختنی به همراه مواد زائد را فاضلاب گویند.
سپتیک تانک: مخزن سر پوشیدهای که بهمنظور جمع آوری آبهای زائد ساخته میشود.
اِگو: مجراهایی برای انتقال فاضلاب خانگی و صنعتی به تسویه خانه را گویند.
کفسازی: سطحی است که بتواند خواستههای استفاده کننده را از آن برآورده کند.
موزائیک: نوعی پوشش از جنس بتن یا ملات ماسه سیمان برای کف سازی.
بلوکاژ: بهمنظور جلوگیری از ورود رطوبت به کف ساختمان زیر آنرا از قلوه سنگ پر میکنند، به این کار بلوکاژ گویند.
پوکه معدنی: سنگی است متخلخل با وزن مخصوص کمتر از یک.
پوکه صنعتی: پوکه صنعتی را از ذوب کردن خاکرس و تغییر حالت آن بدست میآورند.
دریچه بازدید: دریچهای برای دیدن اتصالات در کانالها است.
دودکش: مجرایی برای هدایت گازهای حاصل از سوخت بخاری به خارج از ساختمان.
هواکش: مجرایی برای هدایت بوهای نامطبوع به خارج ساختمان.
قرنیز: سنگی است که در پای دیوارهای داخلی ساختمان یا کف پنجرهها قرار میگیرد.
اِزاره: سنگی است که در پای دیوارهای خارجی ساختمان به کار میرود.
داربست: برای ادامه کار در قسمت بالا نیاز به وسیلهای است که در زیر پا قرار گیرد که به آن داربست میگویند.
خرک: وسیلهای که با خاموت ساخته میشود و در زیر آرماتور در کف قالب قرار میگیرد تا بتن زیر آرماتور برود.
ریسمان کار: وسیلهای که برای در راستا قرار دادن دیوار قرار میگیرد.
آجر نیمه (چارک): نصف آجر را چارک گویند.
آجر سرزده: آجری که یک چهارم آن کم شده باشد.
آجر کم زده: آجری که یک پنجم آن کم شده باشد.
آجر کلوک: به یک هشتم از آجر کلوک گفته میشود.
پوسته: خورده آجرهایی که به ضخامت ۷ میلیمتر تا ۲/۵ سانتیمتر باشد.
شمشه ملات: وسیلهای برای هموار کشیدن ملات.
هشتگیر لاریز و لابند دیوار: برای ادامه دادن دیوار در آینده دیوار رابه طوری میچینند که در آینده دیوار با قسمت جدید کلاف باشد.
دستک: همان ستون آجر است که معمولاً ۳۰×۳۰ یا ۴۰×۴۰ ساخته میشود.
جرز: به ستون آجری که بعد از اتمام کار آجرکاری کنار دیوار به اندازه ۵۰ سانتی متر ساخته میشود.
زنبه: وسیلهای است دارای دو دسته که در قدیک برای حمل ملات استفاده میشود.
زنجاب کردن: برای تمیزکردن آجرها از گرد و غبار و چسبندگی بهتر به ملات آب روی آجر میریزند.
هره: اگر آجر را به پهلو در کنار هم بگذاریم هره نامیده میشود.
نبش: محل اتصال دیوار که بهصورت ۹۰ درجه است.
آجر گری: آجری که از خاک رس پخته شده در کوره و به اندازه ۵×۱۰×۲۰ ساخته میشود و در دیوار حمال به کار میرود.
کُرُم دلیل: کرمی که در گوشهای برای مبنا در شیب بندی قرار میدهیم.
دستوره فرش: موزائیکهایی که برای مبنا قرار دادن فرش دور فضا تعبیه میشود.
رج: به هر ردیف آجر در راستای افقی یک رج گویند.
سیتکا: میلگردهایی که در آرماتور بندی جهت جلوگیری از نیروی کششی تعبیه میشود.
شناژ: بتن مسلح بهصورت عمودی یا افقی اجرا میشود که باعث یکپارچگی ساختمان میشود.
ستون: عضو عمودی که بارهای ساختمانی را به پی و زمین منتقل میکند.
یوغ: ویسلهای چوبی که چهار ضلع دارد و دور قالب ستون جهت نگهداری قالب عمل میکند.
دکفراژ: باز کردن قالبها را دکفراژ گویند.
میلگرد انتظار: میلگردی که به اندازه ۵۱ تا ۱۱ سانتیمتر از پی بیرون میآید.
دال: سقفی بتنی با ضخامت ۳۱ سانتیمتر است.
دیوار حائل: دیواری است که بهمنظور پایداری در مقابل فشار جانبی خاک به کار میرود.
راهرو: وسیلهای ارتباطی بین ورودی و خروجی ساختمان است.
سازه: مجموعهای از اعضای مانند پی، ستون و… که برای انتقال نیروهای گوناگون به زمین منتقل میکند.
توجیه نقشه: منطبق کردن شمال جغرافیایی نقشه با شمال جغرافیایی محل.
بولت: وسیلهای است که اتصال بین صفحه کف ستون با بتن را انجام میدهد.
قید موازی: قطعهای فلزی که از تسمه ۱ میلیمتر برای وصله دو IPE به کار میرود.
شاه تیر: عضوهای فلزی افقی اصلی.
تیر لانه زنبوری: تیرآهنهایی که از وسط جان به شکل ضلعی یا لانه زنبوری جهت مقابله با خیز تیر بکار میرود.
نشیمن تیر: معمولاً از نبشی در ارتفاع مختلف نشیمنهایی برای اتصال تیر به ستون بکار میرود.
لچکر: ورقهای ذوزنقهای شکل که برای اتصال تیر و ستون دور نبشی نشیمن به کار میرود.
بالکن: به پیشآمدگی سقف از دیوار اصلی را بالکن یا کنسور گویند.
بادبند: عضوی که در ساختمانهای فلزی جهت مقابله با نیروی جانبی به شکل ضربدری یا ۷ تعبیه میشود.
ورق روسری: ورق فلزی که در اتصال خرپا روی تیر قرار میگیرد.
درز انقطاع: برای جلوگیری از خطرات ناشی از ضربهی ساختمان در بین دو ساختمان درزی تعبیه میشود.
درز انبساط: برای جلوگیری از انقباض و انبساط در بین دو ساختمان درزی تعبیه میشود.
جوشکاری: وسیله اتصال آهن آلات با حرارت دادن فلزات را جوشکاری گویند.
جوش گوشه: جوشی که در گوشه یا زاویه ۱۱ درجه انجام میشود.
بندی: خرده آجر به ضخامت یک بند انگشت را بندی گویند.
پولی: خرده آجر به ضخامت یک سکه که در طاق ضربی به کار میرود.
تیشه: وسیلهای است برای تخریبهای سبک در ساختمان.
کمچه گرد: برای پهن کردن ملات روی دیوار برای آجرکاری و فرش کف.
کمچه چهار گوش: وسیلهای برای سیمان کاری و پلاستر.
پلاستر: اندود ملات ماسه سیمان به ضخامت ۱ سانتیمتر.
نرمه کشی: لایه نازم از ملات ماسه سیمان یا پودر سنگ و سیمان به ضخامت پنج میلیمتر.
تگری: اندود ملات ماسه سیمان با استفاده از دستگاه مخصوص.
بندکشی: پُر کردن درز بین کاشی، آجر و… با استفاده از ملات.
شلنگ تراز: وسیلهای برای در راستا قرار دادن دو نقطه با فاصله نسبتاً زیاد.
تخته ماله: وسیلهای برای پهن کرن ملات با ظرافت کم.
فرغون: وسیلهای برای حمل مصالح.
آبچک: مقدار بیرونزدگی یا شیاری که برای ریزش آب زیر سنگ زده میشود.
دو طاقه: سقف کاذبی که معمولاً در فاصله ۱۱ سانتیمتری از سقف اصلی زده میشود.
داکت: فضای خالی برای عبور لولههای تأسیساتی.
خرپشته: اتاقک بالی پله.
کانال کولر: مسیری برای هدایت باد کولر.
زیر بنا: فضایی که سقف دارد.
سیم گچ: مخلوطی از ملات گچ و سیمان.
ملات باتارد: ملات ماسه، سیمان و آهک.
ملات ساروج: ملات ماسه، سیمان، تخم مرغ و سیفال ریز.
مسنی: ارتفاع طبقه همکف از کف کوچه با خیابان.
ستون فلزی: تیرآهنی برای انتقال بار سقف طبقات بالا به فوندانسیون.
رگلاژ سطح: آب پاشی و پوشیدن خاک روی سطح.
میلگرد یکسر گونیا: میلگردی که یک سر آن زاویه ۱۱ درجه دارد.
رکابی: میلگردی که آن را به شکل در آوردهاند.
قلاب: برای مهار کردن دو میلگرد.
رامکا: بتنی است که برای نگه داشتن قالبهای میریزند.
قالب بنایی: قالبی برای کارهای کوچک ساخته شده از آجر و گِل.
چاله آسانسور: چالهای برای قرارگیری کابین آسانسور به ارتفاع ۱/۵ متر پایینتر از کف ساختمان.
تفنگ هیلتی: وسیلهای برای پرچ در ساختمان کاربرد دارد همراه با فشنگ مخصوص.
اسپیسر: قطعات پلاستیکی یا بتنی برای جلوگیری از چسبیدن میلگرد به قالب.
چاه جذبی: چاهی برای دفع فاضلاب سطحی.
چاه اِرت: بعد از کَندن و قراردادن میله مسی به عنوان انتقال دهنده برق.
گَوَل: برای جلوگیری از ریزش انباره چاه درون آن تعبیه میشود.
بستر جذبی: آب فاضلاب غیر مفید را به آب مفید تبدیل کرده برای مصرف غیر آشامیدنی.
بِیس پِلِیت: صفحه ستون برای قرارگیری ستون بر روی فوندانسیون.
دستک: عضوی در ساختمان فلزی برای تحمل نیروی پیش آمدگیها.
فارسی بُر: برش بهصورت ۰۵ درجه.
بار زنده: به بار در حال جریان در ساختمان بار زنده گویند.
بار مُرده: بار ساختمان و اشیاء در ساختمان گویند.
سیفون: وسیلهای برای جلوگیری از ورود بو داخل ساختمان.
ورق آکوستیک: ورقی برای عایقبندی صدا در ساختمان.
رومی: محلی است در سقفهای هلالی بهصورت نیم دایره.
تأسیسات مکانیکی: عملیات لوله کشی آبی، گازی و فاضلاب در ساختمان.
تِراس: فضایی به عرض حداکثر۱/۵ متر در فضای بیرونی ساختمان.
چینه: دیواری که با ملات گِل رس بهصورت لایهای اجرا میشود.
دالان: فضای ورودی ساختمانهای قدیمی.
صفه: قسمت پذیرایی ساختمانهای قدیمی.
کنجی: اتاق قسمت انتهای ساختمانهای قدیمی که معمولاً ارتفاع آن حداکثر دو متر است.
ساباط: محلهای از کوچه عبور که دارای سقف است.
هرزاب: محل جمع آوری آبهای سطحی در کوچه.
منار: بناهای استوانهای شکل به ارتفاع حداقل ۲۰ متر.
جزوَل: جوی گِلی که آبهای قنوات بر روی سطح زمین در آن عبور میکند.
گُنبد: اطاقکی چهارضلعی با سقف هلال در صحرا.
خاکریز: تجمعی از خاک بهمنظور جلوگیری از ورود سیل.
شیشه خور: قسمتی از درب که شیشه در آن قرار میگیرد.
شومینه: وسیلهای تزئینی برای گرم کردن ساختمان.
توفال: تختهی باریک و نازکی که به زیر تیرهای سقف باربر کوبیده میشود.
آستر: اجرای لایه زیرین با یکی از ملاتها.
رویه: اجرای لایهای روی لایه آستر با ملاتی نرم.
پُله: محلی که در زیر دیوار،آب از آن عبور میکند.
پشته: همان انباری چاه جذبی.
یخچال گِلی: سازهای مخروطی شکل که داخل آن گود است، در قدیم به جای یخچال استفاده میشده است.
تقه: سکویی در جلوی خانههای قدیمی.
روشویی: محلی که دست و صورت را میشوییم.
بادگیر: سازهای چهارضلعی که ارتفاع آن از بالاترین قسمت ساختمان بیشتر و جهت خنک کردن ساختمانهای قدیمی تعبیه شده است.
صحن: همان حیاط خانه است.
نورگیر: محلی که برای تامین نور مورد نیاز در ساختمان تعبیه میشود.
گونه دودکش: به دیوارهای طرفین دودکش که آن را از فضای خارج جدا میسازد.
کاشی: پوششی برای نمای خارجی یا داخلی در ساختمان که مقاومت کمی در برابر سایش دارد.
سنگ پلاک: سنگ برش خوردهای با سطح صیقلی که در نما استفاده میشود.
اندود لیسهای: از این اندود برای زیرسازی عایقهای رطوبتی مانند قیرگونی و بدنه حوض استفاده میشود.
اندود تخته مالهای: از این اندود در نمای ساختمان، سقف، دیوارهی آبریزگاه مانند سقف حمام استفاده میشود.
اندود شسته: در نمای ساختمان مصرف میشود و بسته به مواد مصرفی رنگهای متنوع و زیبایی به ساختمان میدهد.
اندود موزائیکی: سنگ موزائیک نمره بندی شده را از هر رنگ که لازم باشد به هم، به نسبت دلخواه مخلوط میکنند.
اندود تگرگی: روکاری تگرگی را میتوان با سنگ ریز و درشت نماسازی کرد.
اندود اشکی: مصالح اجرای این اندود پودر، خاک سنگ، سیمان سفید یا سیمان رنگی است که با آب مخلوط کده و ملات نرمی بدست میآید.
داربست فلزی: برای دسترسی به ارتفاعات استفاده میشود.
فوندانسیون: قسمتی از سازه که نیروها را از ستون به زمین انتقال میدهد.
اسکوپ: بست فلزی برای نگه داشتن سنگ پلاک.
قطعه زمین: زمینی که دارای یک سند مالکیت بوده و بهوسیله خیابان یا معبر مجزا نشده باشد.
ساختمان: هر بنای سرپوشیده که برای مسکن و زندگی و یا فعالیت انسان و نگهداری حیوانات، کالا، ماشین آلات و… در نظر گرفته شده است.
واحد مسکونی: یک یا چند اطاق که به یکدیگر ارتباط داشته ولی از نقطه نظر ساختمانی با سایر اتاقهائی که در آن ساختمان قرار دارد مجزا باشد و در عین حال یک واحد مجزای مستقل برای استغال دائمی خانوار یا تجهیزات لازم برای افراد از نقطه نظر خوابیدن و غذاخوردن باشد.
سطح ناخالص طبقات: سطح ناخالص طبقات عبارتست از جمع کل مساحت طبقات ساختمان با احتساب دیوارهای خارجی.
ضریب سطح طبقات: نسبت سطح ناخالص طبقات ساختمان ساختمان به سطح کل قطعه زمین.
عمران: اقدام به ساختمان و یا تغییر در ساختمان موجود یا سایر فعالیتهای مشابه اعم از زیرزمین و یا روی زمین .
اضافات: هر نوع اقدامی که سطح ناخالص طبقات را اضافه نماید اعم از این که اضافات در داخل ساختمان صورت گیرد و یا در مجاورت آن یا در ارتباط با آن در قطعه زمین مربوط به ساختمان.
بَرِ اصلاحی: آن حدی از قطعه زمین که مشرف به گذر بوده و از قسمت عمق مستلزم عقب نشینی باشد.
بَر: حدی از قطعۀ زمین که مشرف به گذر باشد.
تفکیک: تبدیل و جدا سازی یک قطعه زمین به چند قطعه را تفکیک گویند.
افراز: مجزا نمودن سهم مشاع هر کی از شرکاء هر مِلک.
پارکینگ ساختمان: محلهای لازم برای توقف خودرو که براساس ضوابط و معیارهای مصوب با توجه به نوع استفاده از ساختمان تعیین میشود.
پروانه ساختمان: مجوز شهرداری برای احداث بنا، تجدید بنا، تعمیر و تغییر اساسی در ساختمان.
پوستۀ طرح: حد نمائی بر گذر و یا کاربریهای مورد نظر که در تعیی بر و کف مبنا قرار میگیرند.
پَخ: قاعدۀ مثلث متساوی الاضلاعی که دو ضلع آن از دو گذر متقاطع تشکیل شده و طول آن در دستور نقشه قید شده است.
ارتفاع ساختمان: فاصله عمودی بلندترین نقطه دستانداز پشت بام از شیب متوسط گذر.
تراکم ساختمانی: نسبت سطح زیر بنای ساختمان تقسیم بر کل مساحت زمین همان پلاک.
تراکم خالص مسکونی: نسبت تعداد جمعیت یک منطقه به مساحت اراضی مسکونی.
تراکم ناخالص مسکونی: نسبت تعداد جمعیت یک منطقه به مساحت کل زمین.
تعمیرات اساسی: هرگونه تعمیری که منجر به تعویض سقف یا ستونها شود.
سطوح اشغال ساختمان: سطحی از یک قطعه زمین که توسط ساختمان یا بنائی اشغال شده باشد.
طرح تفضیلی: طرحی که براساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع شهر، یا کاربری اراضی شهر در سطح و نواحی مختلف شهر و موقعیت و مساحت هر یک از آنها و وضعیت دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور، میزان تراکم جمعیت و تراکم ساختمانی در واحدهای شهری و حق تقدم مربوطه به مناطقب هسازی، نوسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف در آن طرح پیش بینی شده و نقشهها و مشخصات مربوطه به مالکیت براساس مدارک ثبتی تهیه و تنظیم میشود.
مقیاس: میزان، تناسب، مقیاس نقشه، نسبت اندازههای ترسیم شده به اندازههای واقعی را مقیاس گویند.
پایان ساختمان: گواهی شهرداری مبنی بر اتمام ساختمان و منطبق با پروانه صادره از نظر اصول فنی، بهداشتی، ایمنی و سایر نظامات ضروری در ساختمان.
آجر رسی: از سیلیکاتهای آلومینیم به شکل مکعب که در قطعات نازک برای تیغه استفاده میشود.
۲. بخش دوم: نقشه برداری
نقشهبرداری خاص
عبارت است از یک سلسله اندازهگیریهای طول افقی، عمودی، زاویهای و انجام محاسباتی بر روی این اندازهگیریها و سرانجام ترسیم نتایج حاصله بر صفحهتصویر است که این مفهوم در برابر کلمه سوروینگ استفاده میشود.
نقشهبرداری معدنی
نقشهبرداری در تونلها و معادن و تأسیسات زیر زمینی است.
نقشهبرداری مستوی
هنگامی که حوزه عمل نقشهبرداری در سطح محدودی از زمین باشد بهنحویکه بتوان با صرفنظر از انحنای زمین آن را مسطح فرض کرد نقشهبرداری مستوی کاربرد پیدا میکند. در چنین حوزهای کوتاهترین فاصله بین دونقطه زمین را میتوان خط مستقیم فرض کرد یا جمع زوایا یک مثلت را که رأس آن سهنقطه زمین هست ۱۸۰ درجه در نظر گرفت. قواعد هندسه مسطحه در این حوزه قابلاجرا هست.
نقشهبرداری ژئودتیک
دامنه کار بهقدری وسیع است که مسطح فرضکردن زمین باعث واردشدن خطای زیاد در نتیجه کار میشود در نتیجه از نقشهبرداری ژئودتیک استفاده میشود.
نقشهبرداری ساختمانی
پیادهکردن محور ساختمانها و تأسیسات وابسته به آنها و نیز کنترل عملیات ساختمانی است.
نقشهبرداری دریاها
در این شاخه به بررسی وضعیت کف دریاها و اقیانوسها و تعیین عمق آب در قسمتهای مختلف آنها میپردازد.
نقشهبرداری ثبت املاکی
منظور تعیین حدود زمینهای شهری و تعیین مساحت آنها است.
نقشهبرداری مسیر
روشهای مختلف طرح و پیادهکردن مسیرهای راهآهن، خطوط انتقال نیرو، خطوط لوله آب، گاز و نفت میپردازد.
ژئودزی
برای تعیین شکل و ابعاد زمین و نیز بررسی وضعیت نسبی تعدادی از نقاط که استخوانبندی نقشه را تشکیل میدهد استفاده میشود.
کارتوگرافی
کار ترسیم و انتخاب قطع نقشه و تهیه پاکنویس از روی نسخه (اصلی مینوت) نقشه.
فتوگرامتری
عکسهای هوایی توسط دوربینهای مخصوص که زیر بدنه هواپیما نصب است بهصورت نواهای متوالی از سطح زمین برداشت میشود. این دستگاههای برجسته بین مورد بررسی و مشاهده دقیق قرار میگیرد و پس از ترمیم و اصلاح آنها زیر دستگاههای تبدیل قرار میگیرد و توسط اپراتورهای مخصوص به نقشه تبدیل میشود.
مقیاس
نسبت بین ابعاد روی نقشه و اندازههای نظیرشان بر روی زمین وجود دارد مقیاس میگویند.
مقیاس خطی یا ترسیمی
چون در اثر رطوبت و تغییر دما امکان تغییر و اثرگذاردن بر روی اندازههای نقشه وجود دارد. معمولاً بر مقیاس عددی یک مقیاس خطی نیز در زیر نقشه رسم میکنند که در صورت تغییر ابعاد کاغذ اندازههای این مقیاس متناسب با آن تغییر کند و همواره اندازهگیری صحیح بر مبنای آن انجام شود.
ترازیابی یا نیولمان
تعیین اختلاف ارتفاع بین دونقطه یا چند نقطه (نسبت به هم یا نسبت به یک سطحمبنای معین) است که با استفاده از دستگاههای مختلف و با روشهای گوناگون صورت میگیرد.
تراز کروی یا دایرهای
محفظه تراز کروی فلزی و قسمت بالای آن شیشهای است که در قسمت بالای آن در وسط حباب یک یا چند دایره سیاهرنگ با اختلاف شعاع تقریبی ۵ میلیمتر حک شده تا بتوان محل تشکیل حباب و نیز میزان جابهجایی آن تشخیص داد.
تراز استوانهای
محفظه این نوع تراز شیشهای و شکل آن از نظر هندسی قسمتی از یک استوانه خم شده است، لوله آن را در خارج محفظه تقسیمبندی کردهاند.
شاخص ترازیابی میر
شاخصهای مدرجی که در نقشهبرداری مخصوصاً در ترازیابی بکار برده میشود بیشتر از چوب و بعضی از آلومینیوم یا فلزات دیگر ساخته شدهاند. طول آنها از ۱ تا ۴ متر است که سانتیمتر به سانتیمتر مدرج شده است.
قوس افقی
برای اتصال دو قسمت مستقیم از مؤلفه افقی یک مسیر از قوسهای افقی استفاده میشود.
قوسهای دایرهای ساده
سادهترین منحنی که دو قسمت مستقیم از یک مسیر افقی را به هم وصل میکند، قوس دایرهای ساده است.
قوس اتصال
قوسی را که شعاع انحنای آن از بینهایت (در سمت مستقیم جاده) شروع میشود و به R در قسمت قوس دایرهای میرود قوس اتصال میگویند.
قوسهای اتصال در آغاز و پایان قوس دایرهای استفاده میشود و در حقیقت حدفاصل قسمت مستقیم و قسمت دایرهای جادهاند.
گونیای مساحی
وسایل نوری هستند که به کمک آنها میتوان زوایای قائمه و نیز زوایای ۴۵/۳۰ و ۶۰ درجه را نسبت به امتداد مفروض بر روی زمین مشخص نمود. این گونیاها بر اساس قوانین مربوط به نور هندسی در آینهها و منشورها ساخته میشود و در آنها خط مربوط به شعاعهای تابش، بازتاب و تابش، شکست نور استفاده شده است.
استقرار
مقصود مستقر ساختن تئودلیت بر روی سهپایه به نحوی است که بالا محور اصلی دستگاه از نقطه (S علامت ایستگاه) بگذرد و ثانیاً امتداد آن در راستای قائم (شاغول) باشد.
عمل استقرار شامل دو مرحله است:
- تمرکز استگاه گذاری Centering
- ترازکردن Leveling up
زاویه حامل
کوچکترین زاویهای که بین امتداد شمال – جنوب و امتداد مفروض تشکیل میشود زاویه حامل گویند.
چهارضلعی با دو قطر
معمولاً در مناطقی استفاده میشود که عرض منطقه در مقایسه با طول آن کوتاه باشد.
روش محاسبه بر اساس چهارضلعی با دو قطر:
در این روش در چهار نقطه A ،B ،C ،D که رئوس یک چهارضلعی را تشکیل میدهد، ایستگاه گذاری میشود. در هر ایستگاه به سهنقطه دیگر نشانهروی میشود و جمعاً ۸ زاویه اندازهگیری میشود.
قطبنما
سادهترین راه برای یافتن شمال مغناطیسی یا آزیموت مغناطیسی استفاده از جهتیاب مغناطیسی یا قطبنماست که از این وسیله در کارهای ساده نقشهبرداری نظیر مساحی و یا غیره استفاده میشود. این وسیله صفحهای دایرهای مدرجی دارد که از ۰ تا ۳۶۰ درجه تقسیمبندیشده است و از یک شکاف و تار باریکی که داخل آن است و یک روزنه کوچک یا مگسک برای نشانهروی استفاده میشود. خط سیاهرنگی که روی دایره مدرجی قرار دارد دقیقاً در امتداد محور نشانهروی دستگاه است و بنابراین برای تعیین آزیموت مغناطیسی یک امتداد پس از نشانهروی به نقطه نشانه میتوان عدد دایره مدرج را در مقابل این خط قرائت کرد.
تلسکوپ
نوعی از دوربینهای نجومی است و از یک لوله، یک عدسی بافاصله کانونی زیاد و یک صفحه شیشهای که روی آن دو تار سیاهرنگ عمود بر هم هک شده تشکیلیافته است. صفحه شیشهای را صفحه رتیکول و خط فرضی که مرکز رتیکول را به مرکز نوری عدسی شیئی وصل میکند خط قراولروی میگویند.
اثر انکسار نور
هنگامی که یک شعاع نوری از میان طبقات مختلف جو عبور میکند به علت تغییرات چگالی زمین امتداد آن مرتب شکسته میشود و بهاینترتیب خط قراولروی TA به شکل منحنی TA در میآید و در نتیجه این تغییر شیئی مورد مشاهده نسبت به موقعیت حقیقی آن بالاتر به نظر میرسد.
آلیداد
یکی از اجزای دستگاه زاویهیاب یا تئودلیت را تشکیل میدهد و شامل محور افقی تئودلیت نیز است. این قسمت حول محور اصلی یا محور قائم دستگاه نامیده میشود و به طور سمتی چرخش میکند.
لمپ افقی
لمپ افقی معمولاً در قسمت زیرین آلیداد قرار دارد و برای مشخصکردن موقعیت سمتی صفحه قراولروی یا به بیان دیگر وضعیت سمتی آلیداد بکار میرود. لمپ افقی یک صفحه دایرهای شیشهای است که محیط آن از ۰ تا ۳۶۰ درجه یا ۴۰۰ گراد در دستگاههایی با سیستم گرادی تقسیمبندیشده است.
لمپ قائم
لمپ قائم نیز دایره شیشهای مدرجی است که صفحه آن بهصورت قائم در کنار آلیداد و عمود بر محور افقی دستگاه قرار دارد و چنانکه دستگاه تنظیم باشد، محور قراولروی دستگاه از مرکز این دایره مدرج میگذرد. این لمپ برای تعیین وضعیت ارتفاعی محور قراولروی بکار برده میشود.
جمعبندی و نتیجهگیری
با مطالعه این مقاله با اصطلاحات رایج در صنعت ساختمان سازی آشنا شدیم. صنعت ساختمان سازی مانند سایر صنایع اصطلاحات رایج و مختص خود را دارد که آشنایی با آن ها برای اهل فن ضروری است. لازم به ذکر است این اصطلاحات حاصل دانش تجربی متخصصان و مهندسان صنعت ساختمان سازی می باشد. جهت آشنایی کامل با دیگر “اصطلاحات کاربردی ساختمانی” به پکیج “جزوات کاربردی” در بخش گنجینه فایل وبسایت مراجعه فرمایید
پرسش و پاسخ در مورد اصطلاحات کاربردی ساختمانی؛ واژهنامه جامع برای متخصصان و علاقهمندان
پکیجهای فایلی رایگان:
مقالات مرتبط:
قوانین و ضوابط مرتبط:
دورههای تصویری:




































